اثرات ناآگاهی انسان از زمان مرگ خود
سلام فکر می کنید اگه ما میدونستیم واقعاً عمرمون چقده و کی تموم میشه چکار می کردیم.
شنیدن جواب این سؤال از زبان امام صادق(ع) شنیدنی است.
اينك اى مفضل ! در عدم آگاهى انسان به مدت عمرش انديشه
كن . اگر او به عمر كوتاهش پى مى برد، هيچ لذتى نمى برد و با علم به مرگ و انتظار
آن ، زندگى براى او گوارا و شيرين نبود. چنين كسى همانند شخصى است كه مالش نابود
شده و يا در شرف نابودى است و احساس فقر و نابودى مال ، او را هراسناك كرده . حال
آنكه آثار و عواقب ناگوار شناخت پايان عمر بمراتب از آثار و نابودى مال بزرگتر و
دشوارتر است ؛ زيرا كمبود مال جبران شدنى است و اين امر باعث آرامش نسبى شخص مى
گردد. ولى كسى كه به پايان پذيرى عمر يقين و باور داشته باشد اگر چه عمرش طولانى
شود، هيچ اميدى ندارد.
نيز اگر شخص به طول عمر و بقاى خود اطمينان بيابد، در
درياى لذات و معاصى غرق مى گردد. او به اين اميد كه در پايان عمر توبه خواهد كرد
همواره در رسيدن به شهوات مى كوشد. بى شك خداى جل و علا از اين عقيده خشنود نيست و
آن را از بندگانش نمى پذيرد. اگر تو غلامى داشته باشى كه يك سال خشم و نارضايتى تو
را باعث شود و يك روز يا يك ماه خشنودت سازد. آيا از او مى پذيرى ؟ بى ترديد نمى
پذيرى و تا وقتى كه در همه كار و همه وقت فرمان تو را نبرد و سفارشت را گوش فرا
ندهد، او را بنده اى صالح نمى شمارى .
اگر بگويى مگر نشده كه گاه شخصى تمام
اوقاتش را در معصيت و گناه گذرانده آنگاه توبه نموده و توبه او پذيرفته شده است ؟
پاسخ مى دهيم : اين امر هنگامى است كه شهوات بر انسان چيره گردند و از مخالفت با
آنها عاجز شود، نه اينكه اساس كار را بر ارتكاب معصيت بگذارد، (تا آخر كار توبه
كند) تنها در اين صورت خداوند از او مى گذرد و با بخشايش بر او تفضل مى كند. اما
كسى كه با توجه و با قصد گناه كار مى كند تا در پايان كار توبه كند در واقع مى كوشد
تا كسى را بفريبد كه فريفتنى نيست ، او مى خواهد لذت نقد را بگيرد و قول توبه نسيه
بدهد. (به قول معروف : وعده سر خرمن مى دهد.) غالبا چنين اشخاصى در عمل به اين وعده
خود توفيق چندانى نمى يابند؛ زيرا دل كندن از لذت و رفاه و دشوارى توبه بويژه در
دوران كهولت و ضعف بدن كارى بسيار دشوار (و گاه ناشدنى ) است . وانگهى معلوم نيست
كه بر اثر فردا فردا كردن ، مرگ غافلگيرش نكند و او را بدون توبه از دنيا نبرد (و
ميان او و خواسته اش جدايى نيفكند) چنانكه گاه كسى براى مدتى قرضى گرفته ولى او
آنقدر درنگ و فردا فردا مى كند كه زمان پرداخت فرا مى رسد، پولش تمام شده و قرض بر
گردن او باقى است .
به اين ترتيب بهترين چيز همان است كه زمان مرگ و مدت عمر بر
انسان ناپيدا و پوشيده ماند. تا در طول عمر منتظر مرگ باشد و (با ياد مرگ ) گناهان
را ترك كند و كارهاى صالح و نيكو را برگيرد. اگر بگويى: الان هم كه زمان دقيق مرگ
از او پنهان مانده و هر ساعت به انتظار مرگ است ، باز در فساد و محرمات غرق گشته
است، در پاسخ مى گوييم!
وجه تدبير در اين امر همان است كه گذشت و اگر آدمى با
اين حال باز از گناه برحذر نيست و از فساد فاصله نمى گيرد، از سرمستى و سنگدلى او
سرچشمه مى گيرد نه از تدبير ناصواب . چنانكه گاه پزشك براى بيمار نسخه اى مى نويسد
كه به سود اوست . اما اگر بيمار از طبيب فرمان نبرد و با او مخالفت نمايد و از آنچه
گفته پرهيز كند و يا برحذر نباشد، هيچ گاه نسخه دكتر سودى به او نمى بخشد و اين كار
زشت و ناروا نه به زيان پزشك كه به زيان خود بيمار است ؛ زيرا او از سخنان طبيبانه
پزشك پيروى ننموده است.
وانگهى اگر انسان به طول بقاى خود (و عدم فرا رسيدن مرگ
ناگهانى ) اطمينان داشته باشد، بسيار بيشتر در طغيان و گناهان بزرگ در مى غلتد. پس
انتظار مرگ براى او در هر حال از اطمينان بقا مفيدتر است ، وانگهى اگر چه شمارى از
مردم از ياد مرگ غافل مى شوند و موعظت نمى پذيرند، اما شمارى ديگر اثر مى پذيرند و
از معاصى بازشان مى دارد و اينان عمل صالح را برمى گزينند. اين دسته از اموال
گرانقدر و شتران پر قيمت خود بر فقيران و مساكين انفاق و صدقه مى كنند. با اين وصف
از عدالت نيست كه به خاطر عدم آگاهى و غفلت يك گروه كه حق خود را ناديده مى گيرند و
سود خود را از اين امر نمى برند، گروهى ديگر از بهره جويى و استفاده از اين امر
محروم گردند. [1]
امیدوارم همه ما پیرو خوبی برای فرمایشات این امام بزگوار باشیم.
پی نوشت :
[1] . رک: کتاب توحید مفضل ازامام صادق (ع)، نشر جمال، قم. توحيد مفضل (شگفتي هاي آفرينش)،مفضل بن عمرترجمه : نجفعلي ميرزايي